ترینیتی کمیکس مرجع هوادارن کمیک و مانگا

نقد و بررسی فیلم Justice League – بار سنگین عدالت

 توجه ! این نقد و بررسی فیلم Justice League نوشته ی براردینلی از وبسایت Reelviews می باشد که فاقد اسپویلر است. (به جز یک مورد که همه از سال 2016 از آن خبر دارند.)

وقتی مارول جزییات دنیای سینمایی خود را پی ریزی می کرد بار ها بابت حساسیت هایشان در برنامه ریزی ها مورد انتقاد قرار گرفت. تقریبا همه قهرمان های مهم و رده اول از جمله آیرون من, هالک , کاپیتان آمریکا, تور فیلم اختصاصی خود را داشتند. و خیلی از کرکتر های رده دوم (شامل ویلن اصلی اونجرز) مدت زمانی نسبتا زیادی را از فیلم های اول به خود اختصاص می دادند. و همه ی این ها زمانی به موفقیت بدل شد که کرکتر ها در فیلم The Avengers به هم ملحق شدند. و این فرمول جواب داد! انتقام جویان یک اثر پاپکورنی  تبدیل شد , به یک نیروانای سوپرهیرویی.

اگر چه دیسی , دیر به مهمانی رسید. با راندن بر روی دنده ی موفقیت مردمی و منتقدانه ی سه گانه ی بتمن کریستوفر نولان و با یادگیری از عملکرد ضعیف Superman Returns برایان سینگر , آن ها شروع به برنامه ریزی نکردند تا زمانی که مارول نصف راه را (بلکه بیشتر) در تشکیل دنیای خود طی کرده بود. فیلم Justice League در حالی به گیشه می آید که از کرکترهایش, سه کرکترش از قبل معرفی نشده اند, و در نتیجه این فیلم بار زیادی را در جهت تعریف داستان پیش زمینه هر کدام از کرکتر ها باید به دوش بکشد. در واقع وضعیت به حدی خطرناک است که 70% فیلم به نوعی آماده سازی برای آینده ی فیلم های دیسی است. و بقیه ی فیلم یک بزن بزن الکی طولانی بین قهرمانان ما و فردی که احتمالا بدترین ویلنی است که  در تاریخ فیلم های کمیکی حضور داشته.

فیلم های مارول, با تمام نقص هایشان, تقریبا همیشه بامزه هستند.بله , اکشن و فیلمنامه ی این فیلم ها دنباله رو همان مسیر قدیمی هستند اما معمولا یک لطافت در فیلمنامه و انرژِی ای در پیاده سازی فیلم نامه است.چگونه است که بسیاری از فیلم های اخیر دیسی (به جز Wonder Woman) حس “کار” را به مخاطب القا می کنند؟  چرا نماها و ظاهر فیلم ها بسیار تاریک و گرفته هستند؟ قبلا هم گفته ام که کریستوفر نولان می فهمید که چگونه تاریکی را طبیعی و لازم جلوه دهد به طوری که انگار جزئی از DNA فیلم است . اما این اصل چندان درمورد فیلم های DCEU صادق نیست.تنها فیلمی که موفق می شود , Wonder Woman است و به این دلیل موفق می شود که پتی جنکینز , کارگردان این فیلم سبک و جو متفاوتی را برای فیلم در نظر میگیرد. اگرچه در اواخر پروژه Justice League کارگردان این عنوان , زک اسنایدر (به دلایل شخصی ) از پروژه کناره گیری کرده و جاس ویدون جایگزین شد. اما تن عمومی فیلم تقریبا هم تن فیلم های Man Of Steel و Batman V Superman . بله, در این فیلم صحنه های کمدی و دیالوگ های تک خطی سبک و سنگین وجود دارد اما یک شاف بسیار بزرگ میان اتفاقات بسیار جدی این فیلم و آنتیک های Thor Ragnarok وجود دارد.

ازدید روایت پردازی , Justice League مجبور است تا کار های زیادی را انجام دهد. این فیلم باید واندروومنی را به تیم ملحق کند که تازه از فیلم خود خارج شده به همراه بازگویی بن افلک از کرکتر بتمن (چرا که ما هنوز فیلم اختصاصی ای از بتمن بن افلک ندیده و در نتیجه درمورد وی مطمئن نیستیم. می توانست بسیار مفید باشد اگر DCEU  زمانی را اختصاص می داد تا بتمن خود را به خوبی به مخاطبین بشناساند. جهت کمک در این امور, این فیلم از کرکتر های مکملی چون  ملکه هیپولیتا (کانی نیلسن) و آلفرد (جرمی آیرنز) و کمیسنر گوردون (جی کی سیمونز) استفاده می کند.این فیلم همچنین وطیفه دارد تا آکوامن و فلش و سایبورگ را به مردم معرفی کرده و یک داستانک از ریشه ی هر کدام از این کرکتر ها ارائه دهد. همچنین لازم است سوپرمن را دوباره زنده کند و در نتیجه کرکتر های لوییس لین (ایمی ادمز) و مارتا کنت (دایان لین) نیز در این راه مورد استفاده قرار می گیرند.

به گونه ای که انگار تمام این ها برای یک فیلم کافی نیست, Justice League احساس می کند که مجبور است که یک آدم بده ی بزرگ به فیلم ارائه دهد که احتمالا هدفش این است که به یک خدای جدید (New God) تبدیل شود و احتمالا راه را برای دارکساید باز کند. که می تواند درانتهای این مسیر به نسخه ی DCEU تانوس تبدیل شود.این ویلن سطح پایین , استپن وولف (سیاران هیندز پشت موشن کپچر) یک داستان پیش زمینه ی بسیار ضعیف داشته و هیچ شخصیتی فراتر از بزن- نابود کن – بسوزان , ندارد . این فرد همان بحرانی را به وجود میاورد که لیگ عدالت را دور هم جمع می کند. اما در عمق مسائل این کرکتر فاقد اهمیت است.

با وجود اينكه مدت زمان هنرنمايي هر شخصيت با دقت تقسيم بندي شده بود،اسنايدر براي هر شخصيت جاستيس ليگ،لحظاتي را در نظر گرفته كه هركدام بدرخشند.به دنبال موفقيت فيلم واندروومن،همه انتظار داشتند كه پرنسس دايان لحظات بيشتري را در فيلم بخصوص در سكانس هاي پاياني داشته باشد اما موفقيت فيلم واندروومن كمي دير اتفاق افتاد به همين دليل اسنايدر نتوانست اورا بيشتر در فيلم جا دهد(هرچند او از همه ي شخصيت ها جز بتمن مدت زمان بيشتري در فيلم حضور دارد).

خوشبختانه،ارتباط قوي اي بين بازيگران وجود دارد و فيلم از جنبه ي دوستي و رقابت در سطح بالايي قرار دارد.از بازيگران نقش مكمل فيلم،تنها ايمي آدامز و جرمي آيرونز به داستان فيلم نزديكند و بقيه بازيگران تا حدودي بي ربط هستند.

نبرد های پیاپی زیادی در طول Justice League وجود دارد اما بخش بسیار زیادی از آن در کاتگوری (قبلا انجام شده و تکراری) قرار می گیرد: انفجار, موج های قدرتی, جلوه ی ضعیف, ابرقهرمانانی که زمین میخورند تا باری دیگر بلند شوند و غیره… همگی این موارد تا الان به شدت آشنا بوده و اصلا جالب نیستند. استپن وولف یک آدم بده ی بی زرق و برق است  که مانند یک کلیشه ی کمیک بوکی قدرت هایش را ازدست داده و در نهایت چیزی را ارائه می دهد که اندکی از خمیازه کشیدن بالاتر است. درحالی که Justice League غالبا درگردآوری اعضای تیم و دینامیک درست موفق می شود, در شکل دادن یک ویلن به یاد ماندنی شکست می خورد.

تجلیل و ستایش برای دنی الفمن, کسی که به پایه های قدیمی آثار خود بازگشته و به طرز سنگینی از موسیقی اصلی خودش از فیلم  Batman 1989 استفاده کرده است اما آثار سایر کامپوزرها را نادیده نمی گیرد. من همچنین عاشق استفاده از آهنگ “Every Body Knows” از لنرد کوهن به عنوان موسیقی اصلی تیتراژ آغازین فیلم است. اگرچه این نشانه ی خوبی نیست که از موسیقی متن فیلم به عنوان ستودنی ترین بخش فیلم یاد کنم.

حالا که وارنر بروز این فیلم را از سیستم خود خارج کرده است, شاید آن ها بتوانند یک قدم عقب رفته و چند فیلم را صرف پرداختن به کرکترهایش و دنیای سینمایی DCEU بکند. ودر آن واحد Justice League 2  نه تیم سازنده ی خود را تشکیل داده و نه تاریخ انتشار خاصی دارد, که این موضوع احتمالا یک چیز خوب است. دفعه ی بعدی این کرکتر ها کنار هم شاید بتوانند با هدفی والاتر و پیش زمینه ای قوی تر و یک داستانی که فراتر از یک  شلوغی در هم برهم است عمل کنند. از دید فلسفی Justice League پتانسیل بیشتری از Avengers دارد. حال این وظیفه ی عوامل DCEU است که به ان پتانسیل موجود دست پیدا کنند و به واقعیت مبدلش کنند. کاری که تا الان از 5 بار 4 بار در انجامش شکست خورده اند از جمله فیلم Justice League.

با تشکر ویژه از جناب آقای کارن کشاورز